علـــــی جونیعلـــــی جونی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره
زندگی مشترکمونزندگی مشترکمون، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره

علی نفس مامان و بابا

تولد عمو حسن

اول آذر تولد عمو حسن (شوهر خاله ساقی) بود بنابراین ظهر روز سه شنبه با دعوت خاله ساقی به منزلشان رفتیم و شما مثل همیشه پسر آقایی بودی علی می دونی روح منی، قلب منی، امید منی، آرزوهای منی و...... عاشقانه می پرستمت       ...
2 آذر 1390

پسر کوچولووووو

 پسر کوچولوی مامانی با اومدنت به زندگیمون خیلی خیلی اتفاقات خوبی در زندگیمون افتاد یکی از این اتفاقات همین امشب (خ خ) بود قربون پاهای خوش قدمت بشم میدونی من و بابایی عاشقت هستیم علی جونم دوست دارم       ...
28 آبان 1390

پسر خوابالووووی من

قند عسل مامان، وقتی که خسته ای یا خوابت میاد شروع به آواز خواندن میکنی تا می خوابی البته عمه هات عادتت دادند که روی پا و با تکان پا بخوابی اما بیشتر اوقات میزارمت تو تختت اینقدر با عروسکات حرف میزنی و براشون آواز می خونی تا خوابت میبره زمانیکه کوچولوتر بودی یعنی قبل از دو ماهگیت شبها تا ساعت ٢ نمی خوابیدی و باباجون شما رو روی شونه اش میگذاشت تا بخوابی وقتی خوابت میبرد به محض اینکه میگذاشتت تو تخت میدید چشمات عین ستاره های آسمون می درخشه هههههههه   علی در یک روزگی   علی در ٣ روزگی   علی در پنج روزگی   علی در ٧ روزگی   علی در ٢٥ روزگی   علی در یک ماهگی   ...
27 آبان 1390

عاشق آب و حمام هستی

قند عسل مامان، خیلی عاشق حمام و آب بازی هستی   وقتی می برمت حمام و آب رو تنت می ریزم خیلی ذوق می کنی تازگیها با گرفتن دستهایت به دور وان می تونی تو وان بشینی و از آب بازی لذت ببری   کوچولوی دوست داشتنی مامان عاشقتم     بعد ار حمام داغ ...
25 آبان 1390