علی نقطه ای (آبله مرغان)
پسرک نازنینم روز چهارشنبه 8 بهمن ماه بعد از برگشت ازمهد کودک خیلی بی حال بود .. کمی خوابید بعد که بیدار شد دیدم داغه... پیش خودم گفتم دوباره آخر هفته شد و علی منم مریض شد.. سریع بهش شربت استامینوفن دادم و تبش پایین امد... بابا مهدی هم ماموریت تبریز بود و نبود... ساعت هشت شب به زور بهش کمی غذا دادم و دوباره خوابید.. حدودا ساعت 3 نیمه شب به خاطر دستشویی رفتن از خواب بیدار شد که بهش دست زدم دیدم مثل کوره آتیش داغه داغه.. سریعا بهش شربت استامینوفن دادم و پاشویه اش کردم و خوابید... صبح که از خواب بیدار شد و دستشویی رفت دیدم یک دونه خیلی کوچیک روی دلش زده گفتم این چیه باباش که تازه از ماموریت برگشته بود گفت شاید پشه زده یا جوشه... بعد از دو سه سا...









